محمد مهريار

129

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

از جمع ديه‌هاى دهستان عقدا به قلم آمده است . « 1 » ما با اين دو سه نام به راستى قشنگ كار داريم . هرچند كه اين ديه‌ها حقير و كوچك مىنمايد و چون در كرانهء كوير واقع شده است به تدريج آب آنها كم مىشود و جمعيت آنها كمتر ، ولى به‌هرحال از شكوه نام آنها گذشتهء بهترى را مىتوان در رؤياى تاريك كهن به ياد آورد . واژه‌شناسى : اشتيجه را اگر تقطيع كنيم به اجزاى « ا + ش + ت + ايج + ه » مىرسيم . جزء اول صورت ديگرى از « او » ( Ow ) اوستايى به معنى آب است كه هم‌اكنون در تمام روستاهاى ايران به همين تلفظ و معنى رايج است . جزء دوم « ش » هموند است كه در زبان اوستايى فراوان است و در نامهايى كه با آب تركيب مىشود بسيار ديده مىشود و حرف « ت » زينت است براى آسانى تلفظ . ( نامواژهء آشتيان ديده شود . ) و « ايج » علامت نسبت است در امثال تازيك ، زنديك ( زنديق ) و چهريق ( چهريك ) و بسيارى ديگر از اين‌گونه مثالها و جزء آخر علامت تصغير است و روى هم رفته به معنى محلى كوچك منسوب به آب ( آبدار است ) . اما نامواژهء اشنيز در تقطيع بوده « ا + شن + ايز » جزء اول « ا » به معنى آب كه در اشتيجه گفته شد و جزء دوم « شن » همان است كه در « گلشن » داريم به معنى محل است . « 2 » و « ايز » صورت ديگرى است از همان پسوند « ايك » كه به صورتهاى « ايز » ، « ايج » ، « ايجه » ، « ايك » و غيره هم ديده مىشود و علامت نسبت است . اشنيز - اشتيجه اشكاوند E S k vand اين واژهء كهن گوشنواز كه امروز در عرف عامهء اصفهان به كسر اول تلفظ مىشود و اكثر به جاى « الف » ممدود بعد از « كاف » فقط به فتحهء « كاف » و يا به كسر آن اشكوند تلفظ مىشود ، نام ديهى است در خاور اصفهان از روستاهاى كرارج . « 3 » امروز اين ديه بر سر راه اصفهان به

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 129 - 128 . ( 2 ) - به ياد آوريم واژهء اشنار ( Oshnar ) كه در گويش روستايى اصفهان به معنى « راه‌آب » است با تقطيعى چنين : « ا + شن + آر » يعنى محل آب و جزء آخر « ار » پسوند شباهت است مثل « آل » و « آله » و غيره . ( 3 ) - جمعيت اين روستا در سال 1375 بالغ بر 1614 احصاء شده است .